من و نقش هایم
سری به وبلاگ ترنم زده ام و حالا نشسته ام و به نقش های نسبتا متفاوتی که در زندگی داشته ام فکر میکنم. خواسته یا ناخواسته نقشهایی رنگ باخته اند و نقشهایی هم سالهاست با من باقی مانده اند. اما حق با اوست، کارم را که نقش اول منست از من بگیرند مابقی نقشهایم همچون نقش سیاهی لشکرهای سریالهای تاریخی در حد پر کردن صحنه است و بس. بماند این که اگر نباشم بلافاصله یکی را جایم استخدام میکنند! کار دولت که به خاطر یک نفر زمین نمی ماند!!! ولی نباید منکر تاثیر حضور یک آدم در یک اجتماع شد، بالاخره فرد و اجتماع تاثیرات متقابلی برهم خواهند داشت. اما واقعا نقش ماندگار یک پدر یا مادر را کسی میتواند از آنها بگیرد؟! مادر که شدی حتی اگر بچه ات را از تو بگیرند بازهم تا همیشه مادری، اینرا کسی نمیتواند از تو بگیرد...
کاش لابلای نقشهایی که در سالهای عمرم بازی کرده ام، میان اینهمه نقش متفاوتی که هر کدام در زمانی کارکردی داشته، نقشی هم می بود که مشمول مرور زمان و شرایط نمیشد.
نقشی که همیشه مرا در اوج نگهمیداشت...
(خلوت گزیده را به تماشا چه حاجت است